السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

201

تفسير الميزان ( فارسي )

اضافه كرد تا آن نكته اى را كه در آيه قبلى بطور اشاره گنجانيده بود در اين آيه آن را صريح بيان كرده باشد . در حقيقت جمله « شما عاجز كننده خدا نيستيد » كه در آيه قبلى بود به منزله موعظه و خير خواهى و هشدار به اين بود كه مبادا خود را با ادامه شرك به هلاكت بيندازند و در جمله * ( « فَإِنْ تُبْتُمْ » ) * كه بطور ترديد بيان شده همان تهديد و نصيحت و موعظه را بطور روشنتر بيان كرده است . سپس التفات ديگرى به كار برده و خطاب را متوجه پيغمبرش نموده و به وى دستور داد كه كفار را به عذابى دردناك نويد دهد . بيان التفات اولى يعنى التفاتى كه در جمله * ( « فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . . . » ) * ، در ذيل جمله * ( « فَسِيحُوا فِي الأَرْضِ » ) * و اعراض از ورود به دين توحيد گذشت . و اما وجه التفات دوم يعنى التفاتى كه در جمله * ( « وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * ، به كار رفته اين است كه آيات مورد بحث پيغامهايى است كه رسول خدا ( ص ) بايد آنها را از ناحيه خدا به مشركين برساند ، و لازمه رسالت اين است كه شخص رسول را مخاطب قرار بدهند ، و بدون آن صورت نمىبندد . * ( « إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَلَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً . . . » ) * اين جمله استثنايى است از عموميت برائت از مشركين ، و استثناء شدگان عبارتند از مشركينى كه با مسلمين عهدى داشته و نسبت به عهد خود وفادار بوده‌اند ، و آن را نه مستقيما و نه غير مستقيم نشكسته‌اند ، كه البته عهد چنين كسانى را واجب است محترم شمردن و تا سر آمد مدت آن را به پايان بردن . از اين بيان روشن گرديد كه مقصود از اضافه كردن جمله * ( « وَلَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً » ) * به جمله * ( « لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً » ) * بيان دو قسم نقض عهد يعنى مستقيم و غير مستقيم آن است ، نقض عهد مستقيم مانند كشتن مسلمانان و غير مستقيم نظير كمك نظامى به كفار عليه مسلمين ، هم چنان كه مشركين مكه بنى بكر را عليه خزاعه كمك كردند ، چون بنى بكر با قريش پيمان نظامى داشتند و خزاعه با رسول خدا ( ص ) ، و چون رسول خدا ( ص ) با بنى بكر جنگيد قريش قبيله نامبرده را كمك نموده و با اين عمل خود پيمان حديبيه را كه ميان خود و رسول خدا ( ص ) بسته بودند شكستند ، و همين معنا خود يكى از مقدمات فتح مكه در سال ششم هجرى بود . * ( « إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ » ) * - اين جمله در مقام بيان علت وجوب وفاى به عهد است و اينكه وفاى به عهد و محترم شمردن آن در صورتى كه دشمن نقض نكند خود يكى از مصاديق تقوا است